دیکشنری فارسی

self-induction

معنی فارسی

خودالقاگري خودالقائي

معنی کامل و مثال‌ها

/-in duk´shǝn/n.

● (برق) القا به خود، خودالقا

تعریف انگلیسی

noun
  1. generation of an electromotive force (EMF) in a circuit by changing the current in that circuit; usually measured in henries

واژه‌های دیگر با معنی «خودالقاگري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن