دیکشنری فارسی

self-liquidating

معنی کامل و مثال‌ها

/-lik´wǝ dāt´iŋ/adj.

● خودبه خود تبدیل شونده به نقدینه (مثلا در تاریخ معین)، خود نقد ساز، خودواریز

self-liquidating commercial papers

اوراق بهادار خود واریز

● (سرمایه گذاری و غیره که پول خود را درمی‌آورد) سرمایه بازآور

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن