self-policing
معنی کامل و مثالها
/self´pǝ lēs´iŋ/n.
● (به ویژه شرکتها و بانکها) خود بازرسی، تفتیش خود، خودپاسی
/self´pǝ lēs´iŋ/n.
● (به ویژه شرکتها و بانکها) خود بازرسی، تفتیش خود، خودپاسی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن