دیکشنری فارسی

self-policing

معنی کامل و مثال‌ها

/self´pǝ lēs´iŋ/n.

● (به ویژه شرکت‌ها و بانک‌ها) خود بازرسی، تفتیش خود، خودپاسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن