دیکشنری فارسی

self-regulating

UKselfregjuleitiŋ

معنی کامل و مثال‌ها

/-reg´yǝ lāt´iŋ/adj.

● (شخص یا ماشین) تنظیم کننده‌ی خود (به طور خودکار)، خودسامان، خودگردان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. designed to activate or move or regulate itself “a self-activating sprinkler system”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن