دیکشنری فارسی

self-reliance

معنی کامل و مثال‌ها

/-ri lī´ǝns/n.

● اعتماد به نفس، اتکا به خود، خودپناهی

a self-reliant student

یک دانش آموز متکی به خود

تعریف انگلیسی

noun
  1. personal independence

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن