دیکشنری فارسی

self-service

معنی کامل و مثال‌ها

/-su_r´vis/n., adj.

● (پمپ بنزین یا رستوران و غیره) خودزاوری، سلف سرویس

● خودزاور

a self-service cafeteria

کافه تریای خودزاور (سلف سرویس)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the practice of serving yourself (as in a grocery or cafeteria)
  2. of or denoting an establishment (a restaurant or shop etc.) where customers serve themselves

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن