دیکشنری فارسی

self-sown

معنی کامل و مثال‌ها

/-sōn´/adj.

● (تخم گیاه) خودافشانده (توسط باد یا آب ولی نه توسط انسان)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. growing from seed dispersed by natural agency such as wind or birds

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن