دیکشنری فارسی

self-starter

معنی کامل و مثال‌ها

/-stärt´ǝr/n.

● خودآغاز، خودبخود شروع شونده

● (عامیانه) مبتکر، پرکار، خودکار، کوشا، آدم سختکوش

تعریف انگلیسی

noun
  1. an energetic person with unusual initiative
  2. an electric starting motor that automatically starts an internal-combustion engine

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن