دیکشنری فارسی

self-taught

معنی فارسی

خودآموز

معنی کامل و مثال‌ها

/-tôt´/adj.

● خودآموخته، خودساخته

a self-taught painter

یک نقاش خودآموخته

● خودآموز

a self-taught German book

یک کتاب خودآموز آلمانی

واژه‌های دیگر با معنی «خودآموز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن