دیکشنری فارسی

self-torture

معنی کامل و مثال‌ها

/-tôr´chǝr/n.

● شکنجه به خود، خودآزاری، غصه خوری زیاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. self-imposed distress

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن