selfless
UKselfləs
US'selfləs
معنی فارسی
فارغ از خود
معنی کامل و مثالها
/self´lis/adj.
● از خود گذشته، فداکار، جانفشان
a selfless mother
یک مادر فداکار
● نوع دوست، مردم دوست، نیکخواه
● فداکارانه، جانفشانانه، خیرخواهانه، نیکخواهانه، نوع دوستانه
a selfless act
عملی خیرخواهانه
تعریف انگلیسی
adjective
- showing unselfish concern for the welfare of others