دیکشنری فارسی

semantics

UKsimæntiks USsı'mæntıks

معنی فارسی

معناشناسي

معنی کامل و مثال‌ها

/-tiks/n.pl.

● (زبان شناسی) معناشناسی، چم شناسی

● رجوع شود به: semiotics

● رجوع شود به: general semantics

● بازی با کلمات، لفاظی، چم گردانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the study of language meaning
  2. the meaning of a word, phrase, sentence, or text “a petty argument about semantics”

واژه‌های دیگر با معنی «معناشناسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن