semi-
معنی فارسی
پيشوندي است بمعني نيم، نيمه ، نصف، نصفه که به آخر
کلمات ميچسبد.
معنی کامل و مثالها
/sem´i/
● پیشوند:
● نیم، نیمه، نصف [semicircle]
● ناتمام، ناکامل، ناقص [semicivilized]
پيشوندي است بمعني نيم، نيمه ، نصف، نصفه که به آخر
کلمات ميچسبد.
/sem´i/
● پیشوند:
● نیم، نیمه، نصف [semicircle]
● ناتمام، ناکامل، ناقص [semicivilized]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن