دیکشنری فارسی

semicentennial

معنی فارسی

پنجاه ساله ، هر پنجاه سال يکبار، نيم قرني،

نيم سده اي

جشن يا جشنواره ي پنجاه ساله يا پنجاه سالگي

معنی کامل و مثال‌ها

/sem´i sen ten´ē ǝl/adj., n.

● پنجاه ساله، هر پنجاه سال یکبار، نیم قرنی، نیم سده‌ای

● جشن یا جشنواره‌ی پنجاه ساله یا پنجاه سالگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the 50th anniversary (or the celebration of it)
  2. of or relating to or marking the 50th anniversary “Pertains to noun: semicentenary (for: semicentenary)”

واژه‌های دیگر با معنی «پنجاه ساله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن