semiconscious
UKsemikɔnʃəs
معنی فارسی
نيمه هوشيار نيمه اگاه نيمه بيهوش.
معنی کامل و مثالها
/sem´i kän´shǝs/adj.
● نیمه هشیار، نیمه بیهوش، در حال نیمه غش