دیکشنری فارسی

semiconscious

UKsemikɔnʃəs

معنی فارسی

نيمه هوشيار نيمه اگاه نيمه بيهوش.

معنی کامل و مثال‌ها

/sem´i kän´shǝs/adj.

● نیمه هشیار، نیمه بیهوش، در حال نیمه غش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. partially conscious; not completely aware of sensations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن