دیکشنری فارسی

semiliterate

معنی فارسی

کم سواد نيمه سواد

معنی کامل و مثال‌ها

/-lit´ǝr it/adj.

● (دارای سواد کم یا فقط سواد خواندن) کم سواد، نیمه سواد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. literate but poorly informed
  2. barely able to read and write “an semiliterate scrawl”
  3. able to read but not to write

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن