دیکشنری فارسی

seminarian

US'semə'nerıən

معنی فارسی

دانشجويي که در جلسات بحث وتحقيق شرکت

ميکند.

معنی کامل و مثال‌ها

/sem´ǝ ner´ē ǝn/n.

● شاگرد حوزه‌ی علمیه، دانشجوی معقول و منقول (seminarist هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a student at a seminary (especially a Roman Catholic seminary)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن