دیکشنری فارسی

semiprecious

UKsimipreʃəs US'semıp'reʃəs

معنی فارسی

نيمه بهادار نيمه گرانبها

معنی کامل و مثال‌ها

/-presh´ǝs/adj.

● (سنگ یا گوهر) نیمه بهادار، نیمه گرانبها (مانند فیروزه)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of gemstones having less commercial value than precious stones “such semiprecious stones as amethyst, garnet, jade, and tourmaline”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن