دیکشنری فارسی

semiprecious

UKsimipreʃəs US'semıp'reʃəs

معنی فارسی

نيمه بهادار نيمه گرانبها

معنی کامل و مثال‌ها

/-presh´ǝs/adj.

(سنگ یا گوهر) نیمه بهادار، نیمه گرانبها (مانند فیروزه)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن