دیکشنری فارسی

senatorial

US'senə'tɔ:rıəl

معنی فارسی

وابسته به مجلس سنايا اعضاي ان

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´ǝ tôr´ē ǝl/adj.

● وابسته به یا درخور سنا یا سناتورها، سناتوری

● متشکل از سناتورها

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to senators “senatorial election” “Pertains to noun: senator”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن