دیکشنری فارسی

senescent

UKsinesnt

معنی فارسی

پير (شونده) پابسن گذارنده

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ nes´ǝnt/adj.

● در حال پیرشدن، رو به پیری، سالخورده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. growing old

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن