senescent
UKsinesnt
معنی فارسی
پير (شونده) پابسن گذارنده
معنی کامل و مثالها
/sǝ nes´ǝnt/adj.
● در حال پیرشدن، رو به پیری، سالخورده
تعریف انگلیسی
adjective
- growing old