دیکشنری فارسی

senile

UKsiːnail US'si:'naıl

معنی فارسی

وابسته به پيري پيرانه داراي ضعف پيري

معنی کامل و مثال‌ها

/sē´nīl´, sen´īl´/adj.

● وابسته به پیری، پیرانه

senile weakness

ضعف پیری

● فرتوت، کمپیر

● هاف‌هافو، خنگ، خرف

● (زمین شناسی) اواخر یک دوران فرسایشی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. mentally or physically infirm with age “his mother was doddering and frail”

مترادف‌ها

adjective
1. Aged.
2. Imbecile, doting.

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به پيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن