senior citizen
معنی کامل و مثالها
● شهروند سالخورده، بازنشسته، پیرانسال
تعریف انگلیسی
noun
- an elderly person
● شهروند سالخورده، بازنشسته، پیرانسال
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن