دیکشنری فارسی

senior citizen

معنی کامل و مثال‌ها

● شهروند سالخورده، بازنشسته، پیرانسال

تعریف انگلیسی

noun
  1. an elderly person

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن