sensate
معنی فارسی
داراي قدرت حس، حس دار، سوهشدار
قابل درک توسط حسهاي پنجگانه
معنی کامل و مثالها
/sen´sāt´, -sit/adj.
● دارای قدرت حس، حس دار، سوهشدار
● قابل درک توسط حسهای پنجگانه
تعریف انگلیسی
adjective
- having physical sensation “sensate creatures”