دیکشنری فارسی

sensate

معنی فارسی

داراي قدرت حس، حس دار، سوهشدار

قابل درک توسط حسهاي پنجگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´sāt´, -sit/adj.

● دارای قدرت حس، حس دار، سوهشدار

● قابل درک توسط حس‌های پنجگانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having physical sensation “sensate creatures”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن