sensorimotor
معنی فارسی
حسي - حرکتي
معنی کامل و مثالها
/sen´sǝ rē mōt´ǝr/adj.
● (زیست شناسی) وابسته به تکانههای حسی و جنبشی سازواره، سوهشی - جنبشی
● (روانشناسی) وابسته به واکنش جنبشی در اثر تحریک عصبی، سوهشی - جنبشی
تعریف انگلیسی
adjective
- of or relating to the sensory and motor coordination of an organism or to the controlling nerves “Pertains to noun: reaction”