دیکشنری فارسی

sensorimotor

معنی فارسی

حسي - حرکتي

معنی کامل و مثال‌ها

/sen´sǝ rē mōt´ǝr/adj.

● (زیست شناسی) وابسته به تکانه‌های حسی و جنبشی سازواره، سوهشی - جنبشی

● (روان‌شناسی) وابسته به واکنش جنبشی در اثر تحریک عصبی، سوهشی - جنبشی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to the sensory and motor coordination of an organism or to the controlling nerves “Pertains to noun: reaction”

واژه‌های دیگر با معنی «حسي - حرکتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن