دیکشنری فارسی

sentry go

معنی فارسی

فرمان نگهباني را عوض کنيد

نگهبانان عوض کنيد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the duty of serving as a sentry “he was on guard that night”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن