septicity معنی فارسی عفونت واژههای دیگر با معنی «عفونت» infection عفونت، گنديدگي، اب کشيدگي putrefactive عفونت اور، پوساننده، فساد اميز disinfection دفع عفونت، رفع عفونت disinfectant دافع عفونت، ضدعفوني، داروي ضدعفوني reinfection عفونت مجدد. asepsis بي آلايشي از عفونت يا ميکروب، بي ميکروبي، ضد عفوني autoinfection عفونت ناشي از خودسازواره يا اندام، خود عفونت، خودگند زدگي toxoplasmosis عفونت انگلي پستانداران وپرندگان وانسان. anti-infective -1 ضد عفونت -2 ماده اي که عفونت را از بين ميبرد sepsis گنديدگي، عفونت، مسموميت خون