دیکشنری فارسی

serenade

UKserineid US'serə'neıd

معنی فارسی

سازواواز

معنی کامل و مثال‌ها

/ser´ǝ nād´/n., vt., vi.

● (موسیقی)

● آواز یا آهنگ شامگاهی و عاشقانه (به ویژه آنکه عشاق زیر پنجره‌ی معشوق اجرا می‌کردند)، سرناد

● موسیقی سرناد، آهنگ سرناد

● سرناد خواندن (یا نواختن)

تعریف انگلیسی

verb
  1. a musical composition in several movements; has no fixed form
  2. a song characteristically played outside the house of a woman
  3. sing and play for somebody “She was serenaded by her admirers” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody” “Sam cannot serenade Sue”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن