دیکشنری فارسی

serge

UKsɑːdʒənt USsə:dʒ

معنی فارسی

سرژ فاصوني

معنی کامل و مثال‌ها

/su_rj/n., vt.

● (پارچه) فاستونی، سرژ

● حاشیه دوزی کردن (به ویژه فرش ماشینی را)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a twilled woolen fabric

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن