دیکشنری فارسی

sergeant

UKsɑːdʒənt US'sɑ:dʒənt

معنی فارسی

گروهبان حقوق دان

معنی کامل و مثال‌ها

/sär´jǝnt/n.

● (قرون وسطی) نوکری که ارباب را در جنگ همراهی می‌کرد، پیرو ارباب

● رجوع شود به: sergeant-at-arms

● گروهبان، گروهبان یکم

● (پلیس) سر پاسبان

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of several noncommissioned officer ranks in the Army or Air Force or Marines ranking above a corporal
  2. a lawman with the rank of sergeant
  3. an English barrister of the highest rank

واژه‌های دیگر با معنی «گروهبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن