sergeant-at-arms
معنی کامل و مثالها
/-ǝt ärmz´/n., pl.
● (در باشگاه یا مجلس شورا یا دادگاه و غیره) مامور حفظ نظم جلسه، مامور انتظامات، نیورادگر
/-ǝt ärmz´/n., pl.
● (در باشگاه یا مجلس شورا یا دادگاه و غیره) مامور حفظ نظم جلسه، مامور انتظامات، نیورادگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن