دیکشنری فارسی

serialize

معنی فارسی

نوبتي کردن پياپي ساختن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● (به ویژه فیلم و داستان و نمایش) دنباله‌دار کردن، سریال کردن، چند بخشی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. arrange serially “Serialize the numbers” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن