دیکشنری فارسی

seriate

معنی فارسی

بنوشته دراوردن مسلسل کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sir´ē it, -āt´/adj.

● دنباله دار، چند بخشی، سریال

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن