دیکشنری فارسی

sericultural

معنی فارسی

وابسته به پرورش کرم ابريشم.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to sericulture “sericultural industry” “Pertains to noun: sericulture”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن