دیکشنری فارسی

serotonin

USsə'rəutənın

معنی فارسی

سروتونين

معنی کامل و مثال‌ها

/sir´ǝ tō´nin/n.

● (تنکردشناسی) سروتونین (C10H12N2O)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a neurotransmitter involved in e.g. sleep and depression and memory

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن