دیکشنری فارسی

serration

UKsireiʃən

معنی فارسی

دندانه (دار بودن)

معنی کامل و مثال‌ها

/ser ā´shǝn/n.

اره‌ای بودن، اره لبی، تضریس، دندانه‌داری، دندانه دندانگی

(در لبه‌ی اره‌ای) دندانه، گده، کنگره

دندانه سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the condition of being serrated “the serrations of a city skyline”
  2. a row of notches “the pliers had serrations to improve the grip”
  3. a single notch in a row of notches “one of the serrations was broken off”

واژه‌های دیگر با معنی «دندانه (دار بودن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن