دیکشنری فارسی

serum

UKsiərəm US'sıərəm

معنی فارسی

اب خون خونابه سرم اب پنير پنيراب اب حيواني

معنی کامل و مثال‌ها

/sir´ǝm/n., pl.

● خونابه، خوناب، پیماب، سرم خون (blood serum هم می‌گویند)

● آب پنیر، آب ماست، شیرابه

● سرم، پیماب ایمنی بخش

تعریف انگلیسی

noun
  1. an amber, watery fluid, rich in proteins, that separates out when blood coagulates “Substance Holonyms: blood” “Substance Meronyms: serum albumin, serum globulin, opsonin”

واژه‌های دیگر با معنی «اب خون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن