service component معنی فارسی نيروي مسلح نيروي مسلح شرکت کننده در عمليات واژههای دیگر با معنی «نيروي مسلح» mailed fist نيروي مسلح (مشت زره دار). joint task force گروه رزمي مشترک، نيروي ماموريت مشترک از نيروهاي مسلح component command قرارگاه نيروي شرکت کننده در عمليات، فرماندهي نيروي مسلح شرکت کننده درعمليات uniservice يک نيرويي، متشکل ازيک نوع يکان يا يک نوع نيروي مسلح specified command فرماندهي اختصاصي، فرماندهي نيروي اختصاصي، نيروي اختصاصي (يکاني که براي اجراي joint force نيروي مشترک (نيرويي که از قسمتهاي مختلف، نيروهاي مسلح سه گانه تشکيل شده باشد)