دیکشنری فارسی

serviceman

UKsəːvismən US'sə:vəs'mæn

معنی فارسی

عضو ارتش تعمير کار. نظامي ارتشي

معنی کامل و مثال‌ها

/su_r´vis man´/n., pl.

تعمیر کار، مکانیک

a radio serviceman

مکانیک رادیو

نظامی، ارتشی (service man هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن