دیکشنری فارسی

set piece

معنی فارسی

قطعه ادبي ويا موسيقي منفرد ومشخص.

معنی کامل و مثال‌ها

(موسیقی و ادبیات و غیره) قطعه، بخش منفرد

(تئاتر) صحنه‌ی مجزا، صحنه‌ی منفرد

هر چیزی که از پیش با دقت برنامه‌ریزی شده است

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن