set-to
معنی کامل و مثالها
/set´tōō´/n., pl.
● (عامیانه)
● کتک کاری، مشت جنگی، زد و خورد
● کشمکش، کنکاش، فعالیت
تعریف انگلیسی
noun
- a brief but vigorous fight