setteling معنی فارسی اسکان واژههای دیگر با معنی «اسکان» detribalization اسکان، جدايياز قبيله . trick wheel چرخ سکان، اطاق اسکان billet slip کارت محلهاي افراد، لوحه اسکان افراد rehabilitation نوتواني، نوسازي، توانبخشي