setter
UKsetər
US'setə
معنی فارسی
توله شکاري مودرازکه چون شکار
رابوکند....اشاره بسمت شکار ميکند
معنی کامل و مثالها
/set´ǝr/n.
● (معمولا در ترکیب) قرار دهنده، آراینده، چیننده، گذارنده، وادارنده
typesetter
حروفچین
● سگ شکاریاب، سگ پرنده یاب
Irish setter
سگ پرنده یاب ایرلندی
تعریف انگلیسی
noun
- one who sets written material into type
- a long-haired dog formerly trained to crouch on finding game but now to point