دیکشنری فارسی

setter

UKsetər US'setə

معنی فارسی

توله شکاري مودرازکه چون شکار

رابوکند....اشاره بسمت شکار ميکند

معنی کامل و مثال‌ها

/set´ǝr/n.

● (معمولا در ترکیب) قرار دهنده، آراینده، چیننده، گذارنده، وادارنده

typesetter

حروفچین

● سگ شکاریاب، سگ پرنده یاب

Irish setter

سگ پرنده یاب ایرلندی

تعریف انگلیسی

noun
  1. one who sets written material into type
  2. a long-haired dog formerly trained to crouch on finding game but now to point

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن