دیکشنری فارسی

seven

UKsevn US'sevən

معنی فارسی

هفت

معنی کامل و مثال‌ها

/sev´ǝn/adj., n.

● هفت

a week has seven days

هفته هفت روز است.

● عدد هفت، شماره‌ی هفت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of six and one
  2. one of four playing cards in a deck with seven pips on the face
  3. being one more than six

واژه‌های دیگر با معنی «هفت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن