دیکشنری فارسی

shabby

UKʃæbiː US'ʃæbı

معنی فارسی

پست دون بي شرفانه نخ نما کهنه تاروپودگسيخته

معنی کامل و مثال‌ها

/shab´ē/adj.

(جامه) نخ نما، رنگ و رو رفته، ژنده، مندرس، کهنه، پاره پوره، (کاشانی) وشگوا

a beggar in shabby clothes

یک گدا با لباس ژنده

an unshaven, shabbily dressed man

پیرمردی ریش نتراشیده و ژنده‌پوش

نیمه ویرانه، نفله، ضایع، زهوار در رفته، مخروبه، قراضه، فرسوده، لق و پق

shabby, unpainted cabins

کلبه‌های قراضه و رنگ و رو رفته

a shabby old building

یک ساختمان قدیمی و لق و پلق

ژنده پوش

گداوار، ناچیز، کم ارزش

a shabby gift

هدیه‌ی ناقابل

the shabby salary of a teacher

حقوق ناچیز یک معلم

پست، ناکس، دنی، پست فطرت، بی‌شرم، بی‌شرمانه، ناکسانه، بسیار بد

they were the shabbiest villains in history

آنان پست‌ترین اراذل تاریخ بودند.

guests complained about the shabby way in which they had been treated

مهمانان از رفتار بی‌شرمانه‌ای که نسبت به آنان شده بود شکایت داشتند.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. showing signs of wear and tear “a ratty old overcoat” “shabby furniture” “an old house with dirty windows and tatty curtains”
  2. mean and unworthy and despicable “shabby treatment”

مترادف‌ها

adjective
1. Ragged, worn, faded, threadbare, worn out, poor, mean.
2. Mean, base, low, despicable, contemptible, beggarly, paltry, unhandsome, ungentlemanly.

واژه‌های دیگر با معنی «پست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن