دیکشنری فارسی

shag (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/shag/n., vt.

● (پشم یا مو) نمدین شده، درهم گوریده، نمد مانند شده، ژولیده

the shag of a woolly dog

موی ژولیده‌ی یک سگ پشمالو

● (مثلا روی پارچه‌ی پشمی) پرز

● پارچه‌ی پرزدار

● هر چیز درهم و برهم، گوریده، درهم گیر کرده

● توتون ریز ریز شده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن