دیکشنری فارسی

shaken

UKʃeikən US'ʃeıkən

معنی فارسی

وابسته به شکسپير شاعر نامي انگليس ،

موافق شيوه

معنی کامل و مثال‌ها

/shāk´ǝn/vt., vi.

● اسم مفعول فعل: shake

تعریف انگلیسی

adjective
  1. disturbed psychologically as if by a physical jolt or shock “retrieved his named from her jolted memory” “the accident left her badly shaken”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به شکسپير شاعر نامي انگليس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن