دیکشنری فارسی

shaker

UKʃeikər US'ʃeıkə

معنی فارسی

لرزاننده ، تکان دهنده ، ماشين تکان دهنده ،

ادم مزور ولا ف زدن ، ادم ولگرد واواره .

معنی کامل و مثال‌ها

/shā´kǝr/n., adj.

● (شخص یا شی) تکان دهنده، تکان خورنده، افشاندن، - پاش

salt shaker

نمک‌پاش

● قاشق یا ابزار برای مخلوط کردن، - همزن

a cocktail shaker

وسیله‌ی همزدن کوکتیل

● (S بزرگ - عضو فرقه‌ی اشتراکی در قرن 19) شیکر

● پیراهن پشمی درشت بافت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who wields power and influence “a shaker of traditional beliefs” “movers and shakers in the business world”
  2. a container in which something can be shaken
noun
  1. a member of Christian group practicing celibacy and communal living and common possession of property and separation from the world

واژه‌های دیگر با معنی «لرزاننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن