دیکشنری فارسی

shamble

UKʃæmbl

معنی فارسی

پابزمين کشيدن مستانه راه رفتن تلوتلو خوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sham´bǝl/n., vi.

● پای خود را روی زمین کشیدن و راه رفتن

● راه رفتن با تنبلی

تعریف انگلیسی

verb
  1. walking with a slow dragging motion without lifting your feet “from his shambling I assumed he was very old”
  2. walk by dragging one's feet “he shuffled out of the room” “We heard his feet shuffling down the hall” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
Hobble, shuffle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن