دیکشنری فارسی

shambles

UKʃæmblz US'ʃæmbəlz

معنی فارسی

کشتارگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/-bǝlz/n.pl.

(با فعل مفرد)

کشتارگاه، سلاخ خانه (slaughterhouse هم می‌گویند)

(انگلیس - محلی) قصاب خانه، دکان قصابی (بویژه در نام خیابان‌ها به کار می‌رود)

(مجازی) محل آدمکشی، قتلگاه

the shooting turned the hall into shambles

تیراندازی تالار را تبدیل به کشتارگاه کرد.

محل خرابی و ازهم پاشیدگی

the room was left a shambles by the guests

مهمانان اتاق را به هم ریخته بودند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a condition of great disorder
  2. a building where animals are butchered

مترادف‌ها

noun plural
1. Flesh market, meat market.
2. Slaughter house, abattoir.

واژه‌های دیگر با معنی «کشتارگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن