shanghai
US'ʃæŋ'haı
معنی فارسی
ادم دزدي، ربودن ملوان .
آدم ربايي کردن براي بيگاري درکشتي،
ربودن ملوان براي کار در کشتي
کسي را به کاري وادار کردن
معنی کامل و مثالها
/shaŋ´hī´/n., vt.
● (نام مرغ خانگی سفید پر که اصل آن از چین است) مرغ شانگهای (Cochin هم میگویند)
● (سابقا) آدم ربایی کردن برای بیگاری در کشتی، ربودن ملوان برای کار در کشتی
● (خودمانی - با زور یا تزویر) کسی را به کاری وادار کردن
تعریف انگلیسی
verb
- take (someone) against his will for compulsory service, especially on board a ship “The men were shanghaied after being drugged” “Somebody ----s somebody”
noun
- the largest city of China; located in the east on the Pacific; one of the largest ports in the world